چقدر زود گذشت

چیز زیادی یام نمیاد اما همین عکس برام دنیایی حرف داره

کودکستان مدرسه ی طالقانی اون کلاس دم در مدرسه

خانوم منصوری معلم کودکستانم  خنده ش هنوز یادمه

بازیهای تو کلاس ، نقاشی و شعر و کاردستی و ...

یادم اون وقتا بابام منو با دوچرخه می برد مدرسه

اون دوچرخه هنوزم هست ، هنوزم میشه سوارش شد حتما ایندفه که رفتم خونه یه دوری باهاش تو خیابون میزنم

اون وقتا خیلی خوب بود ، هیچ وقت دیگه تکرار نشد تمام دوران مدرسه برام مثل یه کابوس بود . همیشه از مدرسه نفرت داشتم و دارم.

دوباره بچه شدم

ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدم